شلاق
شلاق نوعی ابزار برای مجازات است.
شلاقزدن
شلاقزنی یا زدن تازیانه به عمل اصابت دادن یک تازیانه یا شلاق به بدن انسان یا یک جانور به منظور وارد آوردن درد و شکنجه دادن گفته میشود.

شلاقزنی نوعی تنبیه است که معمولاً به دستور دینی، از سوی بردهداران و بیماران دگرآزار اجرا میشود. در دین اسلام نیز مواردی وجود دارد که شلاق زدن به عنوان جزای فرد خاطی اجرا میشود که به آن حد زدن گویند.
کیفر
کیفر یا مجازات به تحمیل عملی رنجآور بر شخصی دیگر گفته میشود که پیامد عمل آن شخص باشد. این واژه بیشتر به تنبیهات و جریمههایی اشاره دارد که مقامات قضائی برای افرادی در نظر میگیرند که مقررات مهم جامعه را پایمال کردهاند، یعنی مرتکب جرم شدهاند.
از انواع کیفر می توان به کیفرهای سالب حیات یعنی اعدام (از جمله سنگسار و به صلیب کشیدن)، کیفرهای بدنی مانند تازیانه، کیفرهای سالب آزادی مانند حبس، کیفرهای محدودکننده آزادی مانند تبعید، کیفرهای محرومکننده از حق مانند انواع محرومیتها و ممنوعیتها، کیفرهای مالی مانند جزای نقدی و مصادره اموال، کیفرهای سالب حیثیت مانند اعلام نام شخص از رسانهها و قصاص یعنی انجام جنایتی که شخص مرتکب شده بر خود او اشاره کرد.
حقوق کیفری
حقوق کیفری یا حقوق جزا یا حقوق جنایی شاخهای از حقوق عمومی است که به بررسی حمایتهای دولت از حقوق افراد و ارزشهای جامعه میپردازد.
اساسا قوانین جزایی آفریننده حقوق برای افراد جامعه نیست؛ بلکه تنها افراد را مجبور به رعایت حقوق و ارزشها میکند. به همین دلیل است که حقوق جزا را، «حقوق ارزشها» نیز نامیدهاند. مشخصه بارز حقوق جزا (کیفری)، ضمانت اجرای شدید آن است. این مجازات و کیفر است که حقوق جزا را به رشتهای سرکوبگر، در مقابل سایر گرایشها تبدیل کردهاست. از آنجا که این ابزار تنها در اختیار حاکمیت است، حقوق جزا را شاخهای از حقوق عمومی دانستهاند.
تاریخچه
دورههایی از تاریخ حقوق کیفری بودهاست که در آن، هرکس برای احقاق حق خویش رأساً اقدام میکرد و متعدی به حق خود را میداد (دوره دادگستری خصوصی). حتی پیش از این دوره، مسئولیت جمعی در مقابل مسئولیت فردی مطرح بودهاست (دوره جنگهای خصوصی) که در آن زمان، چنانچه فردی از افراد گروه مرتکب جرمی میگردید، تمام گروه متعلق به بزه دیده با تمام گروه متعلق به بزهکار وارد نبرد تمام عیار میشدند. پس از این دورهها بود که رفته رفته دروه دادگستری عمومی ظاهر شد که در آن، تعقیب و مجازات بزهکاران به دست رئیس و یا حکومت سپرده شد و افراد حق دخالت مستقیم در کیفر را از دست دادند و جامعه حق اجرای کیفر را به دست حکومت سپرد. از همین رو، مدتهای مدیدی است که کیفر، به عنوان یک ابزار شدید و سرکوبگر در دست حکومتها قرار گرفت. ویژگی اصلی حقوق جزا در همین نکته نهفتهاست. در یکسوی مسائل حقوق جزا، همواره حکومت نشستهاست.
حقوق جزا به تنهایی قادر به استخراج و اعمال مفاهیم خود نیست. این گرایش به شدت نیازمند بهره گیری از علوم دینی و فقهی، فلسفی، جامعه شناختی و جرمشناختی است. چرا که وظیفه این گرایش، همانطور که بیان شد، حمایت از ازرشهای جامعهاست. پس حقوق کیفری، برای تشخیص ارزشهای یک جامعه ناگزیر از درک مبانی دینی و فقهی و فسلفی هر جامعهاست. حقوقدان جزایی، باید ابتدا ارزشهای جامعه خود را درک کند، وسپس با استفاده از روشهای ارائه شده در علوم جرمشناسی و کیفرشناسی، روشهای مناسبی را برای مقابله با نقض ارزشها اتخاذ نماید.
شاخههای حقوق کیفری
حقوق کیفری (در تعریف گرایش رومی ژرمنی و پیروان مکتب حقوق نوشته) به دو شاخه حقوق کیفری عمومی و حقوق کیفری اختصاصی تقسیم میشود.
حقوق کیفری عمومی: بررسی مفهوم جرم، مجرم و مسوولیت کیفری و مجازات و اقدامات تامینی و تربیتی
حقوق جزای اختصاصی:بررسی یکایک جرایم، عناصر اختصاصی تشکیل دهنده هر یک از جرایم و مجازات مربوطه.
کیفرشناسی
کیفرشناسی عبارت است از مطالعه مجازات سالب حقوق، آزادی، اعدام و اقدامات تربیتی. به این ترتیب، علم اداره زندانها در دل کیفرشناسی قرار میگیرد. پس کیفرشناسی بطور کلی و علم اداره زندانها بطور خاص با جرمشناسی ارتباط نزدیک و تنگاتنگی دارند.
تبعید
اجبار کردن شخصی توسط یک حکومت برای زندگی در یک محل خاص را تبعید مینامند. در زمان تبعید شخص باید خود را به طور دائم به مقامات تعیین شده معرفی کند و نباید در تمام مدت زمان تبعید اقدام به ترک محل تبعید نماید.
نفی بلد در ایران
در مادهٔ ۱۹۰ قانون مجازات اسلامی ایران یکی از حدهای محاربه و افساد فیالارض، نفی بلد دانسته شده است.
مراد از نفی بلد در میان فقهای امامیه اخراج محارب از سرزمین محل جرمشان است به شکلی که به هر سرزمینی وارد شوند از همخوارکی، همنشینی، خرید و فروش، ازدواج و… با آنها پرهیز شود است. از این دیدگاه نفی بلد یعنی تبعیدی که همراه با سختگیریهای دیگری در محل تبعید است. از علی بن موسی الرضا در این مورد که محارب چگونه نفی میشوند نقل شده که «محارب از شهری که در آن مرتکب جرم گردیده به شهر دیگری فرستاده میشود و به اهل آن شهر نوشته میشود که این شخص اخراج شده است، پس با او همنشینی، معامله، ازدواج و نیز هم غذا نشوید و این عمل تا یک سال در مورد وی اجرا میگردد.» همچنین حبسکردن محارب در محل تبعیدشان نیز از مباحث مطرحشده در این زمینه است که برخی علمای معاصر شیعه زندانیکردن در مکان تبعید را جایز ندانستهاند؛ با این حال برخی هم در شرایطی که تبعیدی در تبعیدگاه ایجاد مفسده کند و کنترل و مراقبتش ممکن نباشد، زندانیکردن در محل تبعید را جایز شمردهاند.
تحریم اقتصادی
تحریم یا سانکسیون (Sanction) فعالیتی است که به وسیله یک یا چند بازیگر بینالمللی (مجری تحریم)، علیه یک یا چند کشور دیگر (هدف تحریم)، به منظور مجازات این کشورها، بااهداف محروم ساختن آنها از انجام برخی مبادلات یا وادار ساختن آنها به پذیرش هنجارهایی معین و مهم (از دید مجریان تحریم)، اعمال میشود.
در اینجا منظور از «مجری تحریم» کشوری (یا گروهی بینالمللی) است که نویسندهٔ سناریوی تحریم باشد، هرچند ممکن است در اعمال محاصره بیش از یک کشور شرکت داشته باشد، و منظور از «هدف» کشور یا کشورهایی است که هدف اصلی تحریم واقع میشوند.
انواع تحریم
به طور کلی تحریم را از سه جنبه طبقهبندی میکنند:
تقسیمبندی از لحاظ اندازه و یا حدود تحریم
تقسیمبندی از لحاظ تعداد کشورهای فرستنده
تقسیمبندی از لحاظ اقتصادی یا غیراقتصادی
انواع تحریم از لحاظ اندازه و یا حدود تحریم
از لحاظ اندازه یا حدود تحریم، آن را به سه نوع تقسیمبندی میکنند:
تحریم محدود: تحریمهای مالی، صادراتی، فرهنگی و مسافرتی جزئی، در این طبقه جای دارد. مانند کاهش و یا لغو مساعدتهای مالی و اعمال محدودیتهایی بر فروش سلاح و برخی قناوریهای حساس.
تحریم میانه: تحریمهای مالی و تجاری کلیتر و گستردهتر از حالت قبل را، میانه مینامند.
تحریم جامع: تحریمهای گسترده مالی و تجاری (مثلاً محاصره علیه عراق و صربستان)، بایکوت جامع است. اگر چه، گاهی ترکیبی از تحریمهای میانه (مثل محدودیتهای صادراتی آمریکا علیه شوروری سابق و اروپای شرقی در طول جنگ سرد) یک تحریم جامع است.
انواع تحریم از لحاظ تعداد کشورهای فرستنده
از لحاظ تعداد کشورهای فرستنده، تحریم را به دو نوع تقسیمبندی میکنند:
تحریم یکجانبه: تحریمی است که فقط از طرف یک کشور علیه کشور هدف وضع میگردد. از دیدگاه تاریخی، این نوع تحریم دارای پیشینهای ضعیف در دستیابی به اهداف امنیت ملی و دیگر خواستهای سیاست خارجی میباشد.
تحریم چندجانبه: تحریمی که در اعمال آن بیشتر از یک کشور سهیم است. در مقایسه با تحریم یکجانبه، تحریم چندجانبه، بار مالی و تجاری شدیدی را به کشور هدف برای تغییر سیاست مورد اعتراض وارد میسازد. چراکه کشور هدف امکان یافتن جانشین برای کمکردن زیان اقتصادی را ندارد. همچنین بخش بزرگی از تولید ناخالص ملی این کشور به واسطهٔ نیاز به مراودات تجاری و سرمایهگذاری بینالمللی تحت تاثیر تحریم واقع خواهد شد.
انواع تحریم از لحاظ اقتصادی یا غیراقتصادی
تحریم غیراقتصادی: این نوع تحریم بر مبنای بیتوجهی به اعتبار و حق کشور هدف در صحنهٔ بینالمللی میباشد.
تحریم اقتصادی: هر قیدی که به وسیله کشور فرستنده بر تجارت و سرمایه گذاری بینالمللی کشور هدف، در راستای وادار ساختن تغییر سیاستی وضع شود، تحریم اقتصادی نام دارد.
تنبیه بدنی
تنبیه بدنی عبارتاست از وارد کردن درد بر شخص برای تغییر دادن رفتار شخص و یا مجازات کردن او. تنبیه بدنی از آغاز تا کنون نقش تعیین کنندهای در نظامهای قضایی داشته، و نیز برای حفظ انضباط کودکان در خانه و مدرسه استفاده میشدهاست. پس از عصر روشنگری در اروپا، ژان ژاک روسو شیوههای جدیدی برای حفظ انضباط در خانه و مدرسه مطرح کرد و روش تنبیه بدنی را ناکارآمد دانست. نظامهای قضایی جدید نیز معمولاًٌ تعیین جریمه نقدی یا حبس را بر تنبیه بدنی ترجیح میدهند. از مهمترین ابزارهای تنبیه بدنی میتوان ترکه، چوب فلک، شلاق، تسمه را نام برد.
گوشه نشانی
گوشه نشانی به جدا کردن کودک به طور موقت از محیطی که در آن رفتار نامناسب رخ داده گفته میشود. این عمل برای جلوگیری از ادامه رفتار ناشایست کودک انجام میشود. برخی از متخصصان کودک و روانشناسان رشد این روش پرورشی را برای نظم و انضباط کودک مؤثر میدانند. برای این کار معمولا یک گوشه و یا یک فضای مشابه در نظر گرفته میشود تا در آنجا برای مدت زمان مشخص کودک بایستد و یا بنشیند. کودک در این مدت روی یک صندلی یا پله مینشیند که به آن صندلی یا پله شیطنت میگویند. در این محل نباید کودک برای خود سرگرمی دیگری پیدا کند.
گوشه نشانی برای نوپایان و خردسالان توصیه میشود. کودک باید به اندازه کافی بزرگ شده باشد تا دستور نشستن برای یک مدت محدود را بفهمد و بتواند این کار را انجام دهد. هدف از این کار، تضعیف رفتار نامناسب است که با منزوی و جدا کردن کودک برای یک دوره کوتاه از زمان (معمولا ۵ تا ۱۵ دقیقه) انجام میگیرد. در این فاصله زمانی کودک آرامش خود را باز مییابد. این روش به پدر و مادری که از رفتار بد کودک خود به خشم آمدهاند توصیه میشود تا به جای داد و فریاد با یک روش آرامتر با مسأله روبرو شوند.
لعنت
لعنت یا لعن در اصل به معنی راندن است و در ادیان ابراهیمی به معنی دور شدن یا دور کردن بنده از رحمت خداوند یا قرار گرفتن در معرض عذاب الهی است.
محرومسازی (تنبیه فرزندان)
محرومسازی یا حبس کردن ( به انگلیسی: Grounding) نوعی تنبیه منفی است که معمولاً والدین به فرزندان و یا افراد تحت تکفل خود اعمال می کنند و آنها را از دسترسی به برخی امکانات محروم می سازند.
این کلمه از واژه انگلیسی گراند( Ground ) که یکی از معانی آن زمین گیر شدن است بوجود آمده است که در مواردی مانند از کار افتادن وسایل نقلیه نیز استفاده می شود.
شیوه اعمال
تنبیه به این صورت است که فرزند حق خروج از خانه و یا اتاق خود را در مدتی معلوم و با شرایطی خاص را ندارد.
با پیشرفت تکنولوژی و عدم نیاز فرزندان به خروج از خانه، این تنبیه اشکال مختلفی به خود گرفته است و دارای شرایط خاصی شده است.
از شرایطی که اکنون تعیین می شود میتوان به منع دسترسی به تلویزیون و کامپیوتر شخصی و تلفن و آیپاد را نام برد.
فرزندان درحین این تنبیه فقط از امکانات تفریحی و سرگرمی منع می شوند ولی مواردی چون مدرسه رفتن و آموزش موسیقی و غذا خوردن و غیره که نیازهای حیاتی و آموزشی هستند،منعی ندارد.
نفی بلد
نفی بلد اخراج یک فرد یا گروه از یک مکان یا سرزمین است.امروزه اخراج خارجیان معمولاً نفی بلد خوانده میشود، درحالی که اخراج اتباع خود همان کشور، تبعید خوانده میشود.
نفی بلد کرداری باستانیست: خسرو اول، شاه ساسانی ایران، ۲۹۲۰۰۰ شهروند، برده و مردم تسخیر شده را به شهر تازه تیسفون در سال ۵۴۲ میلادی نفی بلد کرد.بریتانیا شمار زیادی از مخالفین مذهبی و مجرمین را به آمریکا و استرالیا نفی بلد کرد.
keywords : فوت آن دی ال،سایت فوت آن دی ال،مقاله های اینترنتی
شلاق نوعی ابزار برای مجازات است.
شلاقزدن
شلاقزنی یا زدن تازیانه به عمل اصابت دادن یک تازیانه یا شلاق به بدن انسان یا یک جانور به منظور وارد آوردن درد و شکنجه دادن گفته میشود.

شلاقزنی نوعی تنبیه است که معمولاً به دستور دینی، از سوی بردهداران و بیماران دگرآزار اجرا میشود. در دین اسلام نیز مواردی وجود دارد که شلاق زدن به عنوان جزای فرد خاطی اجرا میشود که به آن حد زدن گویند.
کیفر
کیفر یا مجازات به تحمیل عملی رنجآور بر شخصی دیگر گفته میشود که پیامد عمل آن شخص باشد. این واژه بیشتر به تنبیهات و جریمههایی اشاره دارد که مقامات قضائی برای افرادی در نظر میگیرند که مقررات مهم جامعه را پایمال کردهاند، یعنی مرتکب جرم شدهاند.
از انواع کیفر می توان به کیفرهای سالب حیات یعنی اعدام (از جمله سنگسار و به صلیب کشیدن)، کیفرهای بدنی مانند تازیانه، کیفرهای سالب آزادی مانند حبس، کیفرهای محدودکننده آزادی مانند تبعید، کیفرهای محرومکننده از حق مانند انواع محرومیتها و ممنوعیتها، کیفرهای مالی مانند جزای نقدی و مصادره اموال، کیفرهای سالب حیثیت مانند اعلام نام شخص از رسانهها و قصاص یعنی انجام جنایتی که شخص مرتکب شده بر خود او اشاره کرد.
حقوق کیفری
حقوق کیفری یا حقوق جزا یا حقوق جنایی شاخهای از حقوق عمومی است که به بررسی حمایتهای دولت از حقوق افراد و ارزشهای جامعه میپردازد.
اساسا قوانین جزایی آفریننده حقوق برای افراد جامعه نیست؛ بلکه تنها افراد را مجبور به رعایت حقوق و ارزشها میکند. به همین دلیل است که حقوق جزا را، «حقوق ارزشها» نیز نامیدهاند. مشخصه بارز حقوق جزا (کیفری)، ضمانت اجرای شدید آن است. این مجازات و کیفر است که حقوق جزا را به رشتهای سرکوبگر، در مقابل سایر گرایشها تبدیل کردهاست. از آنجا که این ابزار تنها در اختیار حاکمیت است، حقوق جزا را شاخهای از حقوق عمومی دانستهاند.
تاریخچه
دورههایی از تاریخ حقوق کیفری بودهاست که در آن، هرکس برای احقاق حق خویش رأساً اقدام میکرد و متعدی به حق خود را میداد (دوره دادگستری خصوصی). حتی پیش از این دوره، مسئولیت جمعی در مقابل مسئولیت فردی مطرح بودهاست (دوره جنگهای خصوصی) که در آن زمان، چنانچه فردی از افراد گروه مرتکب جرمی میگردید، تمام گروه متعلق به بزه دیده با تمام گروه متعلق به بزهکار وارد نبرد تمام عیار میشدند. پس از این دورهها بود که رفته رفته دروه دادگستری عمومی ظاهر شد که در آن، تعقیب و مجازات بزهکاران به دست رئیس و یا حکومت سپرده شد و افراد حق دخالت مستقیم در کیفر را از دست دادند و جامعه حق اجرای کیفر را به دست حکومت سپرد. از همین رو، مدتهای مدیدی است که کیفر، به عنوان یک ابزار شدید و سرکوبگر در دست حکومتها قرار گرفت. ویژگی اصلی حقوق جزا در همین نکته نهفتهاست. در یکسوی مسائل حقوق جزا، همواره حکومت نشستهاست.
حقوق جزا به تنهایی قادر به استخراج و اعمال مفاهیم خود نیست. این گرایش به شدت نیازمند بهره گیری از علوم دینی و فقهی، فلسفی، جامعه شناختی و جرمشناختی است. چرا که وظیفه این گرایش، همانطور که بیان شد، حمایت از ازرشهای جامعهاست. پس حقوق کیفری، برای تشخیص ارزشهای یک جامعه ناگزیر از درک مبانی دینی و فقهی و فسلفی هر جامعهاست. حقوقدان جزایی، باید ابتدا ارزشهای جامعه خود را درک کند، وسپس با استفاده از روشهای ارائه شده در علوم جرمشناسی و کیفرشناسی، روشهای مناسبی را برای مقابله با نقض ارزشها اتخاذ نماید.
شاخههای حقوق کیفری
حقوق کیفری (در تعریف گرایش رومی ژرمنی و پیروان مکتب حقوق نوشته) به دو شاخه حقوق کیفری عمومی و حقوق کیفری اختصاصی تقسیم میشود.
حقوق کیفری عمومی: بررسی مفهوم جرم، مجرم و مسوولیت کیفری و مجازات و اقدامات تامینی و تربیتی
حقوق جزای اختصاصی:بررسی یکایک جرایم، عناصر اختصاصی تشکیل دهنده هر یک از جرایم و مجازات مربوطه.
کیفرشناسی
کیفرشناسی عبارت است از مطالعه مجازات سالب حقوق، آزادی، اعدام و اقدامات تربیتی. به این ترتیب، علم اداره زندانها در دل کیفرشناسی قرار میگیرد. پس کیفرشناسی بطور کلی و علم اداره زندانها بطور خاص با جرمشناسی ارتباط نزدیک و تنگاتنگی دارند.
تبعید
اجبار کردن شخصی توسط یک حکومت برای زندگی در یک محل خاص را تبعید مینامند. در زمان تبعید شخص باید خود را به طور دائم به مقامات تعیین شده معرفی کند و نباید در تمام مدت زمان تبعید اقدام به ترک محل تبعید نماید.
نفی بلد در ایران
در مادهٔ ۱۹۰ قانون مجازات اسلامی ایران یکی از حدهای محاربه و افساد فیالارض، نفی بلد دانسته شده است.
مراد از نفی بلد در میان فقهای امامیه اخراج محارب از سرزمین محل جرمشان است به شکلی که به هر سرزمینی وارد شوند از همخوارکی، همنشینی، خرید و فروش، ازدواج و… با آنها پرهیز شود است. از این دیدگاه نفی بلد یعنی تبعیدی که همراه با سختگیریهای دیگری در محل تبعید است. از علی بن موسی الرضا در این مورد که محارب چگونه نفی میشوند نقل شده که «محارب از شهری که در آن مرتکب جرم گردیده به شهر دیگری فرستاده میشود و به اهل آن شهر نوشته میشود که این شخص اخراج شده است، پس با او همنشینی، معامله، ازدواج و نیز هم غذا نشوید و این عمل تا یک سال در مورد وی اجرا میگردد.» همچنین حبسکردن محارب در محل تبعیدشان نیز از مباحث مطرحشده در این زمینه است که برخی علمای معاصر شیعه زندانیکردن در مکان تبعید را جایز ندانستهاند؛ با این حال برخی هم در شرایطی که تبعیدی در تبعیدگاه ایجاد مفسده کند و کنترل و مراقبتش ممکن نباشد، زندانیکردن در محل تبعید را جایز شمردهاند.
تحریم اقتصادی
تحریم یا سانکسیون (Sanction) فعالیتی است که به وسیله یک یا چند بازیگر بینالمللی (مجری تحریم)، علیه یک یا چند کشور دیگر (هدف تحریم)، به منظور مجازات این کشورها، بااهداف محروم ساختن آنها از انجام برخی مبادلات یا وادار ساختن آنها به پذیرش هنجارهایی معین و مهم (از دید مجریان تحریم)، اعمال میشود.
در اینجا منظور از «مجری تحریم» کشوری (یا گروهی بینالمللی) است که نویسندهٔ سناریوی تحریم باشد، هرچند ممکن است در اعمال محاصره بیش از یک کشور شرکت داشته باشد، و منظور از «هدف» کشور یا کشورهایی است که هدف اصلی تحریم واقع میشوند.
انواع تحریم
به طور کلی تحریم را از سه جنبه طبقهبندی میکنند:
تقسیمبندی از لحاظ اندازه و یا حدود تحریم
تقسیمبندی از لحاظ تعداد کشورهای فرستنده
تقسیمبندی از لحاظ اقتصادی یا غیراقتصادی
انواع تحریم از لحاظ اندازه و یا حدود تحریم
از لحاظ اندازه یا حدود تحریم، آن را به سه نوع تقسیمبندی میکنند:
تحریم محدود: تحریمهای مالی، صادراتی، فرهنگی و مسافرتی جزئی، در این طبقه جای دارد. مانند کاهش و یا لغو مساعدتهای مالی و اعمال محدودیتهایی بر فروش سلاح و برخی قناوریهای حساس.
تحریم میانه: تحریمهای مالی و تجاری کلیتر و گستردهتر از حالت قبل را، میانه مینامند.
تحریم جامع: تحریمهای گسترده مالی و تجاری (مثلاً محاصره علیه عراق و صربستان)، بایکوت جامع است. اگر چه، گاهی ترکیبی از تحریمهای میانه (مثل محدودیتهای صادراتی آمریکا علیه شوروری سابق و اروپای شرقی در طول جنگ سرد) یک تحریم جامع است.
انواع تحریم از لحاظ تعداد کشورهای فرستنده
از لحاظ تعداد کشورهای فرستنده، تحریم را به دو نوع تقسیمبندی میکنند:
تحریم یکجانبه: تحریمی است که فقط از طرف یک کشور علیه کشور هدف وضع میگردد. از دیدگاه تاریخی، این نوع تحریم دارای پیشینهای ضعیف در دستیابی به اهداف امنیت ملی و دیگر خواستهای سیاست خارجی میباشد.
تحریم چندجانبه: تحریمی که در اعمال آن بیشتر از یک کشور سهیم است. در مقایسه با تحریم یکجانبه، تحریم چندجانبه، بار مالی و تجاری شدیدی را به کشور هدف برای تغییر سیاست مورد اعتراض وارد میسازد. چراکه کشور هدف امکان یافتن جانشین برای کمکردن زیان اقتصادی را ندارد. همچنین بخش بزرگی از تولید ناخالص ملی این کشور به واسطهٔ نیاز به مراودات تجاری و سرمایهگذاری بینالمللی تحت تاثیر تحریم واقع خواهد شد.
انواع تحریم از لحاظ اقتصادی یا غیراقتصادی
تحریم غیراقتصادی: این نوع تحریم بر مبنای بیتوجهی به اعتبار و حق کشور هدف در صحنهٔ بینالمللی میباشد.
تحریم اقتصادی: هر قیدی که به وسیله کشور فرستنده بر تجارت و سرمایه گذاری بینالمللی کشور هدف، در راستای وادار ساختن تغییر سیاستی وضع شود، تحریم اقتصادی نام دارد.
تنبیه بدنی
تنبیه بدنی عبارتاست از وارد کردن درد بر شخص برای تغییر دادن رفتار شخص و یا مجازات کردن او. تنبیه بدنی از آغاز تا کنون نقش تعیین کنندهای در نظامهای قضایی داشته، و نیز برای حفظ انضباط کودکان در خانه و مدرسه استفاده میشدهاست. پس از عصر روشنگری در اروپا، ژان ژاک روسو شیوههای جدیدی برای حفظ انضباط در خانه و مدرسه مطرح کرد و روش تنبیه بدنی را ناکارآمد دانست. نظامهای قضایی جدید نیز معمولاًٌ تعیین جریمه نقدی یا حبس را بر تنبیه بدنی ترجیح میدهند. از مهمترین ابزارهای تنبیه بدنی میتوان ترکه، چوب فلک، شلاق، تسمه را نام برد.
گوشه نشانی
گوشه نشانی به جدا کردن کودک به طور موقت از محیطی که در آن رفتار نامناسب رخ داده گفته میشود. این عمل برای جلوگیری از ادامه رفتار ناشایست کودک انجام میشود. برخی از متخصصان کودک و روانشناسان رشد این روش پرورشی را برای نظم و انضباط کودک مؤثر میدانند. برای این کار معمولا یک گوشه و یا یک فضای مشابه در نظر گرفته میشود تا در آنجا برای مدت زمان مشخص کودک بایستد و یا بنشیند. کودک در این مدت روی یک صندلی یا پله مینشیند که به آن صندلی یا پله شیطنت میگویند. در این محل نباید کودک برای خود سرگرمی دیگری پیدا کند.
گوشه نشانی برای نوپایان و خردسالان توصیه میشود. کودک باید به اندازه کافی بزرگ شده باشد تا دستور نشستن برای یک مدت محدود را بفهمد و بتواند این کار را انجام دهد. هدف از این کار، تضعیف رفتار نامناسب است که با منزوی و جدا کردن کودک برای یک دوره کوتاه از زمان (معمولا ۵ تا ۱۵ دقیقه) انجام میگیرد. در این فاصله زمانی کودک آرامش خود را باز مییابد. این روش به پدر و مادری که از رفتار بد کودک خود به خشم آمدهاند توصیه میشود تا به جای داد و فریاد با یک روش آرامتر با مسأله روبرو شوند.
لعنت
لعنت یا لعن در اصل به معنی راندن است و در ادیان ابراهیمی به معنی دور شدن یا دور کردن بنده از رحمت خداوند یا قرار گرفتن در معرض عذاب الهی است.
محرومسازی (تنبیه فرزندان)
محرومسازی یا حبس کردن ( به انگلیسی: Grounding) نوعی تنبیه منفی است که معمولاً والدین به فرزندان و یا افراد تحت تکفل خود اعمال می کنند و آنها را از دسترسی به برخی امکانات محروم می سازند.
این کلمه از واژه انگلیسی گراند( Ground ) که یکی از معانی آن زمین گیر شدن است بوجود آمده است که در مواردی مانند از کار افتادن وسایل نقلیه نیز استفاده می شود.
شیوه اعمال
تنبیه به این صورت است که فرزند حق خروج از خانه و یا اتاق خود را در مدتی معلوم و با شرایطی خاص را ندارد.
با پیشرفت تکنولوژی و عدم نیاز فرزندان به خروج از خانه، این تنبیه اشکال مختلفی به خود گرفته است و دارای شرایط خاصی شده است.
از شرایطی که اکنون تعیین می شود میتوان به منع دسترسی به تلویزیون و کامپیوتر شخصی و تلفن و آیپاد را نام برد.
فرزندان درحین این تنبیه فقط از امکانات تفریحی و سرگرمی منع می شوند ولی مواردی چون مدرسه رفتن و آموزش موسیقی و غذا خوردن و غیره که نیازهای حیاتی و آموزشی هستند،منعی ندارد.
نفی بلد
نفی بلد اخراج یک فرد یا گروه از یک مکان یا سرزمین است.امروزه اخراج خارجیان معمولاً نفی بلد خوانده میشود، درحالی که اخراج اتباع خود همان کشور، تبعید خوانده میشود.
نفی بلد کرداری باستانیست: خسرو اول، شاه ساسانی ایران، ۲۹۲۰۰۰ شهروند، برده و مردم تسخیر شده را به شهر تازه تیسفون در سال ۵۴۲ میلادی نفی بلد کرد.بریتانیا شمار زیادی از مخالفین مذهبی و مجرمین را به آمریکا و استرالیا نفی بلد کرد.
keywords : فوت آن دی ال،سایت فوت آن دی ال،مقاله های اینترنتی